تبليغاتX
فـــوتــــوهـــام
عکس ها و گاه نوشته های امید درباره ایران ، جهان و منظومه شخصی!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 20:18  توسط امید   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 16:46  توسط امید   | 

مدتی بود که تو کافه تیتر جمع می شدن و از کتاب های جدید یه نسل جدید صحبت می کردن...می خوندن...نقد می کردن و خلاصه در حال حرکت بودن...جای خوشحالی بود که چنین گروه با انگیزه ای با محوریت کامران محمدی شکل گرفته بود و به پیش می رفت.من هیچوقت نتونستم برنامه هامو ردیف کنم و عصر جمعه برم کافه تیتر اما همیشه گزارش هاشون رو می خوندم...عکساشونو می دیدم و کیف می کردم از اینکه چند نفر آدم پر انرژی و خلاق دارن یه کار نو انجام میدن...اما...

كامران محمدي / عكس از خبرگزاري فارس

نمیدونم چی باعث شده که کامران محمدی تصمیم بگیره این جلسات رو به آخر خط برسونه...چرا دوستان با انگیزه و پرانرژی ما دارن فضای سرشار از حرکت عصر جمعه های کافه تیتر رو به یه خاطره تبدیل می کنن...نمی دونم واقعا باید بهشون حق داد یا نه...چون نمیدونم...و نمیدونیم به خودم به عنوان یه مخاطب دور از مرکز حق میدم که از کامران محمدی و همه اونایی که عصرهای جمعه با سوت و کور بودن و بی هیاهو بودن کافه تیتر می جنگیدن بخوام که این چراغو روشن نگه دارن تا ما هم یه روز باهاشون همراه بشیم...جدا این جلسات داشت آمار کتاب خوندن من یکی رو بالا می برد...

به عنوان یه دوست از همگی میخوام که این جلسات رو ادامه بدن...خصوصا از دوست نادیده اما نازنینمان...کامران محمدی...

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 13:36  توسط امید   |